تدريس فن جدل در فلورانس مشغول شد. در آنجا با كلوتچو سالوتاتي و فرانچسكو زابارِلاّ (1360ـ1417)، كاردينال بعدي آشنا شد. از سال 1388 تا 1390 در بولونيا به تدريس منطق و تحصيل فيزيك و طب پرداخت. از سال 1390 تا 1397 باز در پادوا سرگرم تدريس منطق و ادامهٴ تحصيل در طب و حقوق بود و در محفل اديب معروف جوواني دي كنوِرسينوي راونايي حضور مييافت. در سالهاي 1398ـ1400 در فلورانس، نزد مانوئل خريسولوراس يوناني ميخواند. آنگاه، به پادوا بازگشت و در سال 1405 دكتري هنرها، طب، حقوق شرع و حقوق مدني دريافت كرد! سالهاي 1405ـ1409 را نزد اينوكنتيوس هفتم و گرگوريوس دوازدهم در دربار روم گذراند. در شوراي كنستانس (1414ـ 1418) حضور يافت. در آنجا، با امپراتور سيگيسموند ديدار كرد و همراهش به بوهميا رفت. او نخستين انسانگراي ايتاليايي بود كه بهخدمت يك تاجدار بيگانه درآمد. ظاهراً باقي عمرش را، در مقام منشي و نديم در خدمت امپراتور گذراند و همراه او به بوهميا و مجارستان سفر كرد و كتاب لاتيني آريان به نام
بازگشت و شايد كتاب هروديان را برايش ترجمه كرد، نامههايي نوشت و غيره. دربارهٴ دورهٴ اخير زندگانياش اطلاعات كمي در دست است. احتمال دارد پس از مرگ سيگيسموند (در سال1437)، به صومعهاي در بوداپست پناه برده باشد. در هشتم ژوئيهٴ 1444 در آن شهر درگذشت.
نخستين تأليف او (بولونيا حدود 1389)، رسالهٴ كمدي پائولوس بود. در سال 1395،
منظومهٴ حماسي آفريقا، اثر پترارك، را اصلاح كرد و شرح حال كوتاهي از او نوشت؛ مقارن همان ايام، همراه با زابارِلاّ رسالهاي در باب فن شعر تأليف كرد و آثار كوتاه ديگري نوشت، درباب
جمهوري ونيز،
درباب شهر يوستينوپليس (كاپه ديستريا)، و شايد در باب احوال خاندان كارارا (فرمانروايان پادوا). بهترين تأليف و مايهٴ شهرت او مردان جوان و تحصيل هنرهاي آزاد است، كه احتمالاً بلافاصله، پس از دومين بازگشتش از فلورانس، هنگامي كه سخت تحتتأثير خريسولوراس بوده آن را در پادوا نوشته است (حدود 1401). تاريخ قديميتري (1392) براي آن اظهار شده (از جمله توسط سنديس)، كه كمتر قابل قبول است. مردان جوان به اوبرتينو دا كاراراي جوان (تولد: 1390)، اهدا شده و در آن بارها، نام فرانچسكو نووِلو دا كاراراي دوم (امير پادوا از سال 1388 به بعد) آمده است. اين رسالهاي است در باب هنرهاي آزاد براي اشراف جوان كه در آن توجه زيادي هم به آموزش اخلاقي و تربيت بدني، بهويژه آموزش نظامي شده است. در آن سعي شده انسانگرايي با دين سازگار گردد. اين نخستين رسالهٴ مدون است كه در آن ضرورت آموزش ادبيات لاتيني بيان شده، همچنين ضرورت اساسي سبك انشا به شيوهٴ سيسرون؛ تأثير آن در سراسر عصر نوزايي عظيم بود. ورجريو نخستين كتاب مقدماتي جديد را براي تحقيق در آثار كوينتيليان (اول ـ2) نوشت. اين ممكن است مربوط به بعد از سال 1416 باشد، كه پوگو (1380ـ1459) نسخهاي از اصول سخنوري را در سنگال كشف كرد.